تبليغاتX
من کیستم؟ ما کیستیم؟ - سفر
محلی برای ابراز وجود آزاد و بدون واهمه

عرضم به حضور انور عزیزان خواننده که در این چند روز ما سری به خطه سرسبز شمال زدیم ببینیم لب آب و لب جنگل و اینا چه خبره که ما بی خبر موندیم! و کشفیات بسیار زیادی رو هم در این سفر میمون داشتیم! اولین کشف ما این بود که در شمال غیر از رشت شهرهای دیگری نیز مانند بابل و قائم شهر و ساری و آمل و بابلسر و ... هستند که ما عادت داریم همه اونها رو تحت نام رشت شناسایی کنیم! و البته از کشفیات دیگرمان بهتر است فعلاً سخنی نگوییم!

بزرگ ترین خوبی سفر این بود که اولاً تو بیخبری کامل به سر می بردم و هیچ عامل برهم زننده ای مثل تلویزیون و اینترنت و روزنامه و ... وجود نداشت که بتونه این بیخبری رو از بین ببره و اگه هم وجود داشت من کاری به کارشون نداشتم؛ و دیگه اینکه ذهنم خالی خالی شد و حس دوران کودکی در وجود مبارکمان اندکی زنده گشت.

جالب ترین نکته سفر هم اینه که بعد از پایانش آدم فکر می کنه که همین دیروز بود که سفر شروع شده و خیلی خیلی زود گذشته اما از اون طرف کلی خاطره و تجربه تو این سفر بدست اومده که وقتی می خوام بهشون فکر کنم انگار یه عمر رو توی سفر به سر بردم! فکر می کنم سفر یه نمونه خیلی مناسب برای شرح کل زندگیمونه که در یک لحظه تصادفی توی یه گوشه این دنیای خاکی توی یه خونواده تصادفی به دنیا میایم و چند روز زندگی می کنیم و به داشته هامون مغرور می شیم و تا می خوایم بهش عادت کنیم باید توی یه لحظه تصادفی دیگه ولش کنیم و بریم به عدم!

چون عهده نمی شود کسی فردا را

حالی! دریاب این دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای ماه! که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را!

از همه دوستانی هم که سراغ ما رو به انحای مختلف گرفتن که بابا این پسره کدوم گوری غیبش زده و اینا بینهایت سپاسگزارم؛ بابا مرام! معرفت! دوستی و محبت! حتماً ما باید غیبمون بزنه تا شماها یه احوالاتی ازمون بپرسید
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/01/19ساعت 12:4 بعد از ظهر توسط کوروش پارسی |