باری همینطور که با دوستم کاملاً بی هدف قدم می زدیم و کاملاً بی هدف از هر
دری صحبت می کردیم، متوجه شدم که بعضی از جاها مردم آتیش روشن کردن و وایسادن بالا
سرش، و من اونقدر گیج و حواس پرتم که دلیلشو نمی فهمیدم و حتی تعجبم نکردم که چطور
ملت بی خطر ما یهو هوس آتیش سوزوندن بهشون دست داده! ما سرمون به حرفها و خاطرات
خودمون گرم بود و شاید من گاهگاهی هم راجع به این فکر می کردم که مزه بودن با دوست
واقعی چقدر خوبه و یاد روزایی میفتادم که بودن با یه دختر که فکر می کردم عشقی
بینمونه رو به بودن با همین دوستم ترجیح می دادم؛ و کم کم سرو صدای اطراف ما هم
بیشتر می شد، و باز هم من اصلاً حالیم نبود چه خبره، و تا وقتیکه اولین نارنجک زیر
پای خودم نترکید هم متوجه نشده بودم که بابا ناسلامتی امشب شب چهار شنبه سوریه! و
البته صدای ترکیدن این نارنجک اونقدر بلند بود و اونقدر هم نزدیک ما ترکید که فکر
کردم الان توی نوار غزه هستم و عنقریب یا شهد شیرین شهادت رو خواهم چشید؛ و یا شهد
تلخ هلاکت رو به بقیه خواهم چشوند! و تازه فهمیدم بابا اون تصاویری که تو این آگهی
جدید قند عسل و باباش نشون میده که بچه ها دارن موشک حمل می کنن و ... کاملاً
واقعیه! کلی پلیس ضد شورش و امنیتی هم درحال آماده باش کامل به سر می بردن که اگه
فکر کنید اومده بودن جلو کارای خطرناک مردمو بگیرن و یا به کسانی که دچار حادثه
میشن کمک کنن سخت در اشتباهید! فقط اومده بودن تا مطمئن بشن این ماجراجویی مردم به
ستون های مستحکم نظام اسلامی آسیبی نمی رسونه!
دراینجا لازمه یه مقدار راجع به سنت حسنه چهار شنبه سوری و فلسفه وجودیش صحبت
کنم! لازمه بدونید که چیزی بنام چهارشنبه سوری در ایران قبل از تشریف فرمایی اسلام
عربی وجود نداشته! چون اون زمان اصلاً هفته ای نبوده که چهارشنبه ای داشته باشه و
آخرینش سوری هم داشته باشه!
بلکه همونطور که قبلاً هم گفتم نیاکان ما برای هر روزی از ماه نام ویژه ای
قرار داده بودن. و اعتقاد داشتن که در روزهای پایانی سال ارواح رفتگان به خونه های
خودشون سر میزنن بخاطر همین در روزهای پایانی خونه تکونی می کردن و سر و وضع
خودشونم ردیف می کردن و روز اول سال هم آتیش روشن می کردن تا ارواح رفتگان رو
بدرقه کنن که به جای اصلی خودشون برگردن! اما برادران الله شناس و همتایان عرب
مسلمون که اومدن و با یه خشونت اسلامی انقلابی زدن دهن همه ایرانیهای آتیش پرست رو
صاف کردن و مردم کشور عزیز ما رو به زور راهی بهشت کردن! از اونجا که بسیار بسیار
متعصب بودن و خودشونو تنها حقیقت موجود در دنیا می دونستن از همون اول تیشه زدن به
ریشه هر چی سنت ایرانی و ایرانیگریه، و باز دم پدرای ما گرم که حداقل زبانشونو
هرطور که شده حفظ کردن! اگه ما بودیم که فکر کنم الان اصلاً دیگه کسی نمی دونست
ایران کدوم گوری بوده و مردماش چه غلطایی می کردن! و شایدم اسم کشورمون الان
شیعستان بود!!! از صحبت دور نشیم در راستای همین سیاستهای خداپسندانه عربهای عزیز
آقا بالاسر تمامی جشن ها و مراسم ایرانی رو ممنوع می کنن و اجازه آتش روشن کردنو
به منظور برپایی جشن آغاز سال از ایرانیها سلب می کنن! اما ایرانیها هم خوب
بالاخره نمی تونستن سر جاشون مثل بچه آدم بشینن و آتیش نسوزونن؛ اونقدر کرم میریزن
تا بالاخره می فهمن که روز چهار شنبه برای یکی از اقوام ملخ خور عرب روز منحوسی
حساب میشه! ایرانیها هم بهونه میارن که ما چهارشنبه آخر سالو آتیش روشن می کنیم تا
نحسی این روز گرفته بشه! و بعد اعراب عزیز اونقدر احمق و در عین حال خداپرست بودن که با سادگی هرچه تمام این حرفو باور می
کنن و اجازه برپایی مراسم چهار شنبه آخر سالو به ایرانیها میدن! و در واقع این
مراسم میتونه نشانه تمسخر و حماقت آدمایی باشه که جز تعصب و یه سری افکار پوسیده و
قالبی چیز دیگه ای برای عرضه به مردم ندارن!
جناب آیت الله جوادی آملی همین چند روز پیش داشتن نطق می کردن که این مراسم
چهارشنبه سوری خیلی خیلی مزخرفه و خیلی منحوسه و یادگاریست از دوران جاهلیت!!!
بابا یکی به این مردک حالی کنه که اصطلاح جاهلیت برای اعراب پیش از اسلام و
آخوندهای پس از اسلام استفاده میشه نه برای ایرانیها!
در پایان تا یادم نرفته سال نو رو به همه شما عزیزان تبریک می گم؛ و امیدوارم
که توی این سالی که میاد فقط یه کوچولو واقعیت ها رو ببینیم و الکی ناامیدی خودمون
رو پشت عینک خوش بینی پنهان نکنیم، و چیزهایی رو که زشتن واقعاً زشت ببینیم! و
الکی شرایط رو توجیه نکنیم.